شمس سراج عفيف
421
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
شود كتابي جداگانه بايد - آري زهي وزير حضرت جلالي با كياست فراوان و درايت بىپايان كه بعقل كامل و درك شامل چه شغل پديد آورده - حضرت فيروز شاه نيز اينچنين وزير پرتدبير داشت * * ابيات * * اما چو براي بود تدبير * * * در كار نكرد هيچ تقصير * * در ملك اساس سخت افگند * * * هر فتنه كه خاست پست افگند * [ افسانهء فوت خانجهان ] - چون خانجهان مرد معمر « 2 » گشته عمر او از هشتاد گذشته تمام اعضاي او فتور پذيرفته - چون اجل او بر سر رسيد زحمت بسيار كشيد - دران شب كه خانجهان نقل خواهد كرد دران روز حضرت شاه فيروز بعد از نماز جمعه يكايك سواري كرده گذاراي « 3 » لب آب جون رفته هشت كروهي منزل كرده - و دران حال اين مورخ ديرينه سال در ميان آن اشخاص خوشخصال حاصر بود و بدان احوال ناظر - معهذا منجمان دانا و كاهنان باريكبينان پيش حضرت شهنشاه عليا از حال اختران زيبا بازنمودند - كه در علم نجوم همين « 4 » معلوم مىشود كه اين ساعت بعضي ستارگان سعد و بعضي نحس بيك جا هجوم كردهاند - تابش نحوست ايشان
--> ( 2 ن ) پير معمر * ( 3 ن ) بلب آب جون رفته * ( 4 ن ) همچنين معلوم مىشود *